Thursday, October 02, 2014

دفتر خاطرات

پربارتر جنگلی بروید
گر خاطراتم را قلمی می بود
به بلندای آن سرو کهن
که در گلوگاه هراز
بر دامن پرشیب البرز
سربرافراشته بود؛
بران برگ دفترم
شوره دشت کویر
به نوشت دلتنگی های
روزگاه آزموده


درخزان زندگی
دفتر خاطره را نه ملالی باشد
گر به جستن یاران کهن
ازلابلای برگهای بربادآمده
به شوق لحظات دیرین 
بازرسید
که تسلی خاطررا
درآرزوهای بربادرفته
نتوان یافت
در لحظه اتصالی توانش یافت
کز تفاهم مشترک
به کام آید

No comments: