چنانکه بر پنجره نظرافکندم
هییت نگار را دیدم
غده ای از اعصاب ورگ
نشان افتخارخود محوری
چه کسی جزمن آنجا بود؟
چه کسی فرمان مرگ صادرکرد
ومرا به دره آرامش
فراخواند؟
نقاب از چهره ات برافکنده
به آدمیان
حقیقت وجودت را نمایاندم
آنچنان که بودی
تو را به انکار رسیدم
زندگی وعشق را
انسان را
هییت نگار را دیدم
غده ای از اعصاب ورگ
نشان افتخارخود محوری
چه کسی جزمن آنجا بود؟
چه کسی فرمان مرگ صادرکرد
ومرا به دره آرامش
فراخواند؟
نقاب از چهره ات برافکنده
به آدمیان
حقیقت وجودت را نمایاندم
آنچنان که بودی
تو را به انکار رسیدم
زندگی وعشق را
انسان را
No comments:
Post a Comment