شکوهمندانه
به خلوت نشسته بود
با چهره ای
آّّکنده از یاس
نظاره گر مردمانی
که لحظه ها را حس ناکرده زیستند
چرا که اسارت را به آزادی برگزیدند
ومراتب را دیواری بی رخنه پنداشتند
آنگه مرگ به زندگی درآمیخت
و من زاده شدم
کودکی برآمده زین آمیزش
بازتاب چهره غمگینش
پس لرزه ای گذرنده
و اینک در پی تقدیر
به سرشت آسمان خواهم پیوست
وزمین در من شناور خواهد گشت
با همه اسرار نا گفته اش
به خلوت نشسته بود
با چهره ای
آّّکنده از یاس
نظاره گر مردمانی
که لحظه ها را حس ناکرده زیستند
چرا که اسارت را به آزادی برگزیدند
ومراتب را دیواری بی رخنه پنداشتند
آنگه مرگ به زندگی درآمیخت
و من زاده شدم
کودکی برآمده زین آمیزش
بازتاب چهره غمگینش
پس لرزه ای گذرنده
و اینک در پی تقدیر
به سرشت آسمان خواهم پیوست
وزمین در من شناور خواهد گشت
با همه اسرار نا گفته اش
No comments:
Post a Comment